آرشیو
شهریور1389
بهمن1387
مهر1387
شهریور1387
هیچ سخنی برتر از سخن خدا نیست و هیچ کتابی برتر از کتاب خدا نیست
آدم های گرسنه حس شنوایی ندارند
از روی فیل هارت و پورت کردن آسان است
از خاکستر روی آتش خیال مکن که خاموش است
از دشمنی که خصومت خود را در برابر تو ابراز می دارد مترس
آدم دروغگو حافظه ندارد
ابر پر سر و صدا باران ندارد
از زن بد دوری کن به زن خوب هم اطمینان نکن
آدم عجول دشمن خود است
آخرین چیزی که از دست می رود امید است
از آهسته رفتن نترس از بیحرکت ایستادن بترس
اول ماهی بگیر بعد مهمانی بده
اگر شیشه نشکند پارچه پاره نشود تجارت به راه نمی افتد
اگر غلبه نکنی مغلوب می شوی
آدم پولی پیدا می کند پولی آدم پیدا نمی کند
دیزی آنقدر می غلتد تا درش را پیدا کند
قاطر بتنه ته پی یر کیه ؟ گته مه مار اسبه = به قاطر گفتند پدرت کیست ؟ گفت مادر من اسب است
فارسی نکن کئی پلاره یاد کندی = فارسی صحبت نکنکدو پلا از یادت میره
سر چه دونده وشنا ره چه گذرنه = سیر از گرسنه چه خبر دارد
زون خش مره از کلی دریارنه = زبان خوش مار را از لانه اش بیرون می کشد
زنای مال دله سره گره = دارایی زن مانند غده ی روی دل است
خدايا اگر خواهي بر ما ببخشايي به فضل خود و اگر خواهي ما را كيفر دهي به عدل خود
خدايا زحمت ما را بر كرام الكاتبين آسان گردان و نامه اعمال ما را از حسنات پر كن و به كار زشت رسوا مساز
سپاس خداوند را كه شب و روز را به توانايي خود آفريد و به قدرت خود از هم جدا ساخت
انگور نئی ممیچ بیه = انگور نشده تبدیل به کشمش شده
سپاس خداوند را كه زيباترين صورت رابراي ما برگزيد و روزهاي پاك را براي ما مجري داشت
حمدي كه ما را از آتش دردناك الهي آزاد ساخته در پناه خداي كريم محفوظ دارد
سپاس كه تا زنده باشيم از سپاس گذاران او باشيم وچون عمر به پايان رسد سوي رضا و عفو او بشتابيم
سپاس خداوند را كه نخستين موجود است و پيش از او هيچ نبود و آخرين موجود است و پس از او هيچ نباشد
الهي يافت تو آرزوي ماست دريافت تو نه به بازوي ماست
الهي هر كس ترا شناخت هر چه غير ت بود بينداخت
الهي هر كه را خواهي كه برافتد او را رها كني تا با دوستان تو در افتند
الهي همه شادي ها بي ياد تو غرور است همه ي غم ها با ياد تو سرور است
الهي چو بيد مي لرزم كه مبادا به هيچ نيارزم
امروز و فردا کردن بسیار سرگردانی است
الهي عاجز سرگردانم نه آنچه دانم دارم ونه آنچه دارم دانم
مومن نیازمند توفیق از جانب خداوند و اندرز دادن به خویش و پذیرش آندرز از کسی است که پندش می دهد
الهي جرم من زير حلم تو پنهان است وتو پرده ي عفو خود بر من گستران
به تأخیر انداختن توبه فریب خوردگی است
الهي هر چند كه ما گنهكاريم تو غفاري و هر چند ما زشتكاريم و تو ستاري
هر که بی تابیش بر شکیبایی اش چیره آید اجرش تباه می شود
الهي به بهشت حورا چه نازم اگر مرا نفسي دهي از آن نفس بهشتي سازم
بدان که از دیده ی خدا پنهان نیستی پس بنگر که چگونه ای
الهي در سر گريستني دارم دراز وندانم از حسرت گريم يا از ناز گريستن از حسرت نصيب يتيم است و گريستن شمع بهرهي ناز
الهي ياد تو ميان دل و زبان است و مهر ت در ميان سر و جان
الهي گرفتار آن دردم كه توي دواي آني ودر آرزوي آن سوزم كه تو سرآنجام آني
الهي هر شادي كه بي توست اندوه است و هر منزل كه نه در راه توست زندان است
آبادی میخانه ز ویرانی ماست جمعیت کفر از پریشانی ماست اسلام بذات خود ندارد عیبی عیبی که در اوست از مسلمانی ماست
ابرام در شکستن من اینقدر چرا آخرنه من ببال تو پرواز می کنم
بار خدايا ! از من درگذر از كجروي هاي گذشته و آينده ام آشكار و نهانم از اسرافي كه بر خويشتن كرده ام از آنچه تو بهتر از من بدان آگاهي
بارالها ! از تو به سوي تو راهي ساده و آسان مي خواهم به پناه تو مي روم از گزند هر لطاني كه فرمانروايش كرده اي و در اوج چيرگي است
ایمن مشو ز فتنه چو خود فتنه می کنی گر چیره ای تو چیره تر است از تو روزگار
خداوندا ! جان مرا تو آفريده اي و آن را تو بر مي گيري به دست تو باشد مرگ و زندگاني آن اگر زنده اش مي داري از گناه نگاهش بدار و اگر مي ميرانيش از او در گذر
اگر دستم رسد بر چرخ گردون از اوپرسم که آن چون است واین چون یکی را می دهی صد گونه نعمت یکی را نان جو آلوده در خون
خداوندا !مرا در شمار كساني قرار ده كه چون نيكي مي كنند شاد مي شوند و چون بدي مي كنند آمرزش مي خواهند
بار خدايا از تو زندگاني پاك مي خواهم مرگي آرام و بازگشتي بي خواري و رسوايي
اگر دانا بود خصم تو بهتر که با نادان شوی یارو برادر
خداوندا ! مرا در آنچه تو را از من خشنود مي سازد ياد مرا در ميان مردمان نيك مي گرداند كامياب نما
به پناه تو مي روم خداوندا ! از نيازآوري جز به نزد تو و خاكساري جز در پاي تو
اگر مرتکب خطایی شدید فوراً اعتراف کنید
خداوندا در تنگناهاي مرگ و بي خود شدن هاي آن ياري ام كن
آدم تبهکار می رود ولی شر او بعد از او می ماند
بار خدايا ! اين همتباران مرا راه بنما كه آنان به راستي ناآگاه هستند
استعداد چیزی است که بیشتر در جوانی آشکار میشود
آنکه خضم دیگران است بدترین دشمن خویش است و آنکه دوست مردم است بهترین دوست خویش
اعتدال و میانروی انسان را در وصول به مرحله ی کمال نزدیک می کند
آنان که کار می کنند و کارشان دور از خود نمایی است براستی سعادتمندند
آدم شریر کسی است که جاهل و گمراه است نمی داند نفعش کجاست پس اشتباه می کند
از اشتباهات خود و دیگران عبرت بگیرید
از مرگ نترسید زیرا تلخی آن از ترس اوست
این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد
اغماض نشانه بلندی فکر و انتقام نماینده رذالت و معرف کوچکی فکر مردان است
انسان تا آزاد نباشد و حیثیت و احترام همنوعان خود را مراعات ننماید حق ندارد خود را انسان بداند و انسان بخواند
اگر بخواهیم بر طبیعت پیروز شویم باید آن را بشناسیم
بار خدايا ! تنگدستي ، سلامت و امنيت در دين را روزي من ساز
اگر انسان با یقین شروع کند کارش بشک میانجامد ولی اگر با شک آغاز نماید حتماً به یقین منتهی خواهد شد
از معاشرت با کسی که قادر بحفظ اسرار و رموز زندگی خود نیست پرهیز نما
اگر خالق را شناختی به مخلوق چرا پرداختی
اندرون از طعام خالی دار تا در او نورمعرفت بینی تهی از حکمتی بعلت آن که پری از طعام تا بینی
خدايا اگر خواهي بر ما ببخشايي به فضل خود و اگر خواهي ما را كيفر دهي به عدل خود
خدايا زحمت ما را بر كرام الكاتبين آسان گردان و نامه اعمال ما را از حسنات پر كن و به كار زشت رسوا مساز
سپاس خداوند را كه شب و روز را به توانايي خود آفريد و به قدرت خود از هم جدا ساخت
سپاس خداوند را كه زيباترين صورت رابراي ما برگزيد و روزهاي پاك را براي ما مجري داشت
ي كه ما را از آتش دردناك الهي آزاد ساخته در پناه خداي كريم محفوظ دارد
سپاس كه تا زنده باشيم از سپاس گذاران او باشيم وچون عمر به پايان رسد سوي رضا و عفو او بشتابيم
سپاس خداوند را كه نخستين موجود است و پيش از او هيچ نبود و آخرين موجود است و پس از او هيچ نباشد
جنگ باید جنگ را تغذیه کند خوشبختی ایده آل در عشق کامل نهفته است
ترقیات بشر زاده عمل و کار انسان است
تربیت طفل را بیست سال قبل شروع کند
بدترین کلمه برای من این است نمی دانم ، نمی توانم نمی شود
بهترین حکومت ها ، سلطنت بر قلوب است
انسان همیشه اغراق را دوست دارد
اگر زن نبود نوابغ جهان را که پرورش می داد
انسان همیشه اغراق را دوست دارد (ناپلئون) اگر زن نبود نوابغ جهان را که پرورش می داد
آلام زمین ، عقل و ادراک انسان را محصول خیزتر می کند
انسان همیشه اغراق را دوست دارد (ناپلئون) انقلابها مانند مزبله های زیان آوری هستند که شریف ترین نباتان را به وجود می آورند
اخلاق اگر با اندکی هوش توام باشد هزار مرتبه بر تحصیلات زیاد و بدون هوش و بدون اخلاق ترجیح دارد
انحطاط ادبیات یک ملت دلیل بر انحطاط آن ملت است
اگر نمی توانید قهرمان باشید لااقل مرد باشید
عشق اضطراب زندگی است
عشق و محبت افسر زندگی و سعادت جاودانی است
سلوک و رفتار آیئنه ای است که هر کس خود را در آن نشان می دهد
قطعه سنگ درشتی که مانع راه اشخاص ضعیف است برای صاحبان اراده به منزله پله ای است که آنها را به طرف ترقی و تعالی سوق می دهد
مردان کامیاب غالب از شکست میوه پیروزی چیده اند
بد ترین پریشانی ، پریشانی عقل است و عظیم ترین مصائب مصیبت دین
با سوءظن مباش که با هیچ کس جای صلح نماند
با زیردستان منازعه مکن و ایشان را نیز حقیر مشمار
با پیران مشورت کن و از مشورت با خردسالان نیز شرم دار
با مصاحبان بخوی ایشان زیست کن و کار دشوار مفرمای و گرنه تنها مانی
با دشمن بمدارا باش تا آنچه در نظر دارد ظاهر نکند
چون آنقدر مال نداشته باشی که با دوستان بذل کنی با خوش روئی و خوشخوئی با ایشان رفتار کن که بدین صفت تو را دوست خواهند داشت
دنیا بازاری است که یکدسته از مردم فایده می برند و باقی گرفتار زیان و خسران خواهند شد
کسیکه اطاعت او امر خدا را بکند دیگر از غضب مخلوق باکی نخواهد داشت
با شخص فاسد رفاقت مکن که تو را به لقمه ای یا کمتر از آن می فروشد سوال شد کمتر از آن چیست ؟ فرمود به امید لقمه ای که به او نمی رسد
اصحاب من برادران من، بر شما باد بخانه آخرت و آنرا فراموش ننمائید وصیت نمی کنم شما را به خانه دنیا زیرا شما در آن هستید و به آن تمسک جسته اید
کسیکه ثابت قدم باشد در ولایت و اطاعت دوستی خانواده ما در زمان غیبت امام زمان خداوند به او عطا میکند اجر و پاداش هزار شهید را
اگر خواهی راز تو دشمن نداند با دوست مگوی
ای سلیم آب ز سرچشمه به بند که چو پر شد نتوان بستن جوی
آب را از سربند باید بست
اصل بد نیکو نگردد آنکه بنیادش بداست تربیت نااهل را چون گردگان بر گنبد است
از نفس پروز هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نباشد قرار
که بر توهم این ماجرا رود
از تن بی دل طاعت نیاید و پوست بی مغز بضاعت را نشاید
بدخوی در دست دشمنی گرفتار است که هر جا رود از چنگ عقوبت او خلاصی نیابد
بر دوستی پادشاهان اعتماد نتوان کرد و بر آواز خوش کودکان غره نباید شد که آن به خیالی متبدل شود و این به خوابی متغیر گردد
بزرگان گاهی بسلامی برنجند و گاه با دشنامی زد بخشند
بی هنران ، هنرمندان را نتوانند ببینند همچنان که سگان سگ صید را مشغله برآرند و پیش آمدن نیارند
بخانه درون خواب و در گور خواب به بیداریت پس کی آید شتاب
پای در زنجیر پیش دوستان به که با بیگانگان
پنجه با شیر و مشت به شمشیر زدن کار خردمندان نیست
توانگری بهتر است نه بمال
تربیت یکسان است ولکین استعداد مختلف
تا دانه نیفکنی نروید
تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی
تا تریاق از عراق آرند مار گزیده مرده باشداز نفس پروز هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید
تا کار بزرگ می آید جان بخطر افکندن نشاید
توانگری بقناعت به از توانگری ببضاعت
توانگری به قناعت است نه به بضاعت
چشم تنگ دنیا دار را یا قناعت پر کند خاک چور
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
چراغ را نتوان دید جز به نور چراغ
خر بار بر به که شیر مردم در
خوان بزرگان اگر چه لذیذ است خرده انبان خود با لذت تر
درویش را توشه به از بوسه
بد ترین پریشانی ، پریشانی عقل است و عظیم ترین مصائب مصیبت دین
با سوءظن مباش که با هیچ کس جای صلح نماند
با زیردستان منازعه مکن و ایشان را نیز حقیر مشمار
با پیران مشورت کن و از مشورت با خردسالان نیز شرم دار
با دشمن بمدارا باش تا آنچه در نظر دارد ظاهر نکند
چون آنقدر مال نداشته باشی که با دوستان بذل کنی با خوش روئی و خوشخوئی با ایشان رفتار کن که بدین صفت تو را دوست خواهند داشت
اخلاق را طوفانهای روزگار تقویت می کنند
اخلاق را طوفانهای روزگار تقویت می کند
امیال زیاد مجاری افکار را تغییر می دهد
اخلاق را طوفانهای روزگار تقویت می کنند
برای شب پیری در روز جوانی باید چراغی تهیه کرد
بی عشق زندگی محال است
بوسه قاصد نشاط و مبشر وصال است
باید همیشه قدرت را به کسی سپرد که ولع آن را نداشته باشد
باید مثال هایی که انسان را از مرگ به هراس می اندازد به دور انداخت
توقف در زندگی مرگ تدریجی است
در جهان یگانه مایه ی نیک بختی انسان ، محبت است
فکر شیرین مرد را فربه کند
عشق هایی کز پی رنگی بود عشق نیود عاقبت ننگی بود
عالمی را یک سخن ویران کند
عاقبت جوینده یابنده بود
کی شود دریا به پوز سگ نجس
انحطاط ادبیات یک ملت دلیل بر انحطاط آن ملت است
دوستی ، میانه ی چاپلوسی و ستیزه جوئی است
بدترین حکومت ها ، حکومت دیکتاتوری است
بخشندگی حد وسط اسراف و بخل است (ارسطو)
اکرام نشانه بزرگواری و قبول آن علامت پستی است
آسایش کامل در تمرین های بی صدا و آرام ذهن است
اعتدال و میانه روی راه انسان را در وصول به مرحله کمال نزدیک می کند
اگر مرتکب خطایی شدید فورا اعتراف کنید
شخصي مي‌گفت: چشمم درد مي‌كند و هر چه دعا مي‌خوانم خوب نمي‌شود! طلخك گفت: اندكي داروي چشم هم به دعاهايت اضافه كن.
مردي ميهمانش را در زيرزمين خانه‌اش خوابانيد. نصف شب صداي او را در بالا خانه شنيد! پرسيد: آنجا چه مي‌كني؟ گفت : در خواب غلطيده‌ام! گفت:‌مردم از بالا به پايين مي‌غلطند، تواز پايين به بالا رفته‌اي! گفت: من هم به همين مي‌خندم!
مردي به عيادت بيماري رفت و مدت زيادي نزد او ماند. بيمار گفت: از بس مردم به ديدن من مي‌آيند، ديگر از دست شان خسته شده‌ام. مرد گفت: مي‌خواهي كه برخيزم و در را ببندم؟ گفت: آري اما از بيرون!
شخصي ادعاي خدايي مي‌كرد. او را پيش خليفه بردند. خليفه گفت: پارسال در اينجا مردي ادعاي پيغمبري مي‌كرد، او را كشتند گفت: كار خوبي كردند، براي اينكه او را من نفرستاده بودم!
از مردي پرخور پرسيدند: اشتها داري؟ گفت: من بيچاره در اين دنيا فقط همين يك چيز را دارم؟
به مردي صوفي گفتند: خرقه‌ات را بفروش. گفت اگر صياد دام خود را بفروشد، چگونه صيد كند.
مردي به غلام خود گفت: غذا را بياور و در را ببند. غلام گفت: بهتر است اول در را ببندم و سپس غذا را بياورم. مردگفت: تو آزادي، زيرا كار درست را تو انجام دادي!
مردي جامه‌اي بدزديد و به بازار برد تا بفروشد. جامه را ازاو دزديدند. از او پرسيدند: جامه را چند فروختي؟ گفت: به همان قيمتي كه خريده بودم.
زني بيمار شد. روزي به شوهرش گفت: اگر من بميرم تو چه مي‌كني؟ گفت: اگر نميری چه كنم!
به شخصي گفتند: چرا با پنج انگشت غذا مي‌خوري ؟ گفت: خوب چكار كنم من كه بيشتر از پنج انگشت ندارم!
به سربازي گفتند: چرا نمي‌جنگي؟ گفت: به خدا قسم كه من يك نفر از دشمنان را نمي‌شناسم و دشمنان هم هيچكدام مرا نمي‌شناسند، پس ما هيچ دشمني و خصومتي با هم نداريم و دليلي ندارد كه من به جنگ با ايشان بروم!
مردي با پنج انگشت غذا مي‌خورد. به او گفتند :‌چرا چنين مي‌كني؟ گفت: اگر با سه انگشت غذا بخورم، انگشتان ديگر ناراحت مي‌شوند.
مردي به سفر حج رفت و جلوتر از ديگران داخل كعبه شد. پس از زيارت، دست بر پرده‌ي كعبه آويخت و گفت: خدايا، از تو مي‌خواهم پيش از آن‌كه ديگران بيايند و سرت شلوغ شود، گناهان مرا بيامرزي
مردي زشت رو جلوي آينه ايستاده بود و مي‌گفت : خدا را شكر كه مرا اين قدر زيبا آفريد! غلامش در كنار او بود و سخنانش را مي‌شنيد. وقتي بيرون آمد، از او پرسيدند: صاحبت چكار مي‌كند؟ گفت : در خانه نشسته و بر خدا دروغ مي‌بندد.
مردي پيش طبيب رفت و گفت : « موي ريشم درد مي‌كند! پرسيد كه چه خورده‌اي؟ گفت: نان و يخ! گفت: « برو بمير كه نه دردت به آدميزاد مي‌خورد و نه خوراكت
قال رسول الله (ع): کسی که قران را برای امور دنیوی و مسائل فریبنده ان بیا مو زد خدا بهشت را بر او حرام می سازد .
قال رسول الله (ع): کسی که دانش گذشتگان و ایندگان را می خواهد پس قران تلاوت نماید .
قال رسول الله (ع): برای هر چیزی قلبی است و قلب قران سوره یاسین است .
قال رسول الله:(ع) مومن هنگامی که قران تلاوت می کند خداوند متعال با چشم رحمت به او می نگرد
ایت الله خامنه ای :مسلمانان به برکت قران تاریخ را عوض کردند و سازنده تاریخ بشر شدند .
امام خمینی :قران باید در تمام شئون زندگی ما حاضر باشد .
امام خمینی :مادام که در پناه قران هستیم بر دشمنان غلبه خوا هیم کرد .
امام خمینی :قران برای همه است و سعادت همه را بیمه می کند .
امام خمینی :قران غنی ترین کتابهای عالم است در تربیت.
امام خمینی :قران کریم مرکز همه عرفان هاست مبدا همه معرفتهاست .
یکی میگه:با عشق زمان فرامو ش می شود و با زمان عشق
یارو خودکارش تموم میشه ترکتحصییل میکنه
یارو بی هوا می ره تو اتاق خفه می شه !!!
یارو جوراب می خره براش بزرگ بوده جلوش پنبه میزاره
یارو کلید می کنه تو گوشش گرد نش قفل می شه
یکی میگه :با عشق زمان فراموش می شود و با زمان عشق
یه جوجه تیغی با یک کیوی داشته میرفته ازش می پرسن این کیه ؟ میگه داداشمه سربازه.
به اندازه 2 تا چشمام می خوامت ارادتمند شما : موش کور .
میدونی خط وسط قرص برای چیه؟ برای اینکه اگه با اب نرفت پایین با پیچ گوشتی بره .
سوسکه اکس میزنه میره جلوی دمپایی میگه بزن نامرد بزن
یه خسیس دم مرگ احمد کجاست ؟اینجا بابا .علی کجاست ؟منم اینجا بابا .پس همه که اینحان چرا کولر اون اتاق روشنه؟
با عرض تبریک سال نو امیدوارم در سال جدید پله های ترقی رو یکی یکی طی بکشی.
یه روز یه چوپون ریش بزی میزاره .گرگه می خوردش
مراد، ازسفرچی اوردی ؟ غضنفر، تشریف
وقتي انقلابي مردمي شكل مي‌گيرد ، سرداران از بين مردم بر ‌مي‌خيزند ،‌كلوخ‌ها و گلوله و شاخه‌هاي درختان تفنگ مي‌گردد
من به كسي كه زانوي عبادت بر زمين مي‌نهد ، درود مي‌فرستم
اميد در زندگاني ، همان قدر اهميت دارد كه بال براي پرندگان
اميد ، براي بشر ، مثل بال براي پرندگان است
ايمان ، ضرورت زندگي آدمي است ، بدبخت كسي است كه به هيچ چيز معتقد نيست
يك پرنده كوچك كه زير برگ‌ها نغمه سرايي مي كند ، براي اثبات وجود خدا كافي است
شاخي را كه ميوه بسيار باشد ، آن ميوه او را فرو كشد
نماز و دعا، ابزار زندگي نيست بلكه وسيله ابزار بندگي است
نماز فرصتي براي پالايش روح و آرايش جان آدمي است
خوشا نماز و نياز كسي كه از سر درد به آب ديده و خون جگر طهارت
اميد و آرزو ، كشكول فقرا و اغنياست
گر نبودي ميل و اميد و ثمر كي نشاندي با‌غبان بيخ شجر
وجود انسان ،‌كشويي از تضادها و تناقضات شگفت‌انگيز است
انسان خاكي همواره در كمند زمين و كمان زمان ، اسير و دربند است
آزادي كه نباشد لقمه را هم بي اجازه نمي‌توان برداشت .
شمشير عدالت خيلي تيز است ، ولي هيچ‌گاه سر بي‌گناهي را نمي‌برد .
با صبر و اميدواري ،‌ برگ توت تبديل به پيراهن ابريشمي مي‌شود .
شكست ، يتيم است ولي پيروزي صد تا پدر دارد !
آزادي بدون امنيت ، چاقو به دست ديوانه دادن است .
اگر به هنگام جزر نتواني ماهي بگيري ، به هنگام مد آزمايش كن
فقر را با صبر و افتخار را با تواضع برگزار كن .
عدالت كور است ليكن كر نيست ، خوب گوش مي‌دهد ولي كمتر مي‌بيند
كسي شايسته آزادي است كه بتواند بر هوس‌هاي خود چيره شود .
انسان‌هاي بزرگ ، مانند كوه هستند ، كه هرچه به آنان نزديك‌تر مي‌شويد ، عظمت آنان بيشتر مي‌شود .
نيكي را به نيكي پاداش كن و بدي را به عدالت .
نداشتن تحمل و شكيبايي در چيز‌هاي كوچك نقشه‌هاي بزرگ را بر هم مي‌زند .
تحمل بي‌عدالتي هميشه بهتر از تحميل بي‌عدالتي است .
من سياسي هستم ولي در امور سياسي دخالت نمي‌كنم .
آدمي ، به اميد زنده است و دنيا به اميد برپاست
ز مهرباني جانان طمع مبر حافظ كه نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
اجل به ره عمر ، رهزن امل است
كسي كه به حق گوش مي‌سپارد ، از آنكه به حق زبان مي‌گشايد ، كمتر نيست
آن كه به خورشيد حقيقت پشت كند ،‌ جز سايه‌اش را نمي‌بيند
حقيقتي كه به دليل و برهان احتياج است ، فقط نيمي از حقيقت است
نگوئيد حقيقت را يافته‌ام ، بگوئيد حقيقتي را يافته‌ام .
انسان ، موجوديست نگران ، برخاسته از زمين و آرزومند دختران آسمان
بشريت رودخانه ايست كه از عجل جاري شده است و به ابديت مي‌ريزد
وقتي ايمان و اعتقاد در كار باشد ، همه چيز معنا پيدا مي‌كند .
ايمان مذهبي ، وسيله اتصال انسان از تنگناي زمين با بلندي آسمان است
ايمان ، پيش از تجربه ، حقيقت را درك مي‌كند
زندگي روزانه شما ، معبد و ديانت شماست
قدرت صد لشگر شمشير‌ زن كم بود از ناله يك پير‌زن
ناله مظلوم ، صداي خداست
كامل‌ترين نوع بي‌عدالتي ، آن است كه عادل به نظر برسيم ، در حالي كه عادل نيستيم .
در دنيا دو نيرو هست ، شمشير و تدبير ،‌ ولي بيشتر اوقات شمشير مغلوب تدبير شده است .
ميل و خواهش مردم ، تابع ميل و خواهش پادشاه آنها است .
سياست ،‌ طبع اجتماع است .
هيچ هنري خوب‌تر از داد نيست .
بزرگان،‌ زاده نمي‌شوند،‌ ساخته مي‌شوند.
تا بزرگي نياري به دست به جاي بزرگان نشايد نشست .
تنها انقلاب خطرناك ، انقلاب گرسنگان است .
شجاعت حقيقی برتری يافتن بر شدائد زندگي است .
تواضع فروتني تا جايي كه به تملق تعبير نشود ، صفت ممدوح و پسنديده‌اي است .
آنقدر شكست مي‌خورم تا راه شكست خوردن را بياموزم
مردم معمولاً از ترس شكست ، شكست مي‌خورند .
سياست ، فاقد قلب است .
پيروزي متعلق به كساني است كه بيش از ديگران استقامت دارند .
شجاعت حقيقتي ، در غلبه بر شدائد زندگي است .
نااميدي ، نخستين گامي است كه شخص به سوي گور بر مي‌دارد .
وقتي رشوه از در وارد شود ، عدالت از پنجره فرار مي‌كند .
عدالت ، كسي را نمي‌شناسد .
در دنياي سياست ،‌كلمات عقل و منطق همواره براي اختفاي مقاصدي به كار مي‌رود كه به هيچ وجه با منطق و عقل ارتباطي ندارد .
هر اندازه كه صبر بيشتر باشد ، رسيدن به مراد حتمي‌تر است .
انقلاب ، شايد بتواند به خودكامگي فردي پايان دهد ، اما هرگز نمي‌تواند شيوه انديشيدن را چنان‌كه بايد اصلاح كند .
جاي مردان سياست بنشانيد درخت ، ‌تا هوا پاكيزه شود
حق را فقط در خون شهيدان مي‌توان فرياد كرد
نيكبخت‌ترين مردم كسي است كه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار به راستي .
سعادتي بالا‌تر از اين نيست كه آدمي بتواند حق و باطل را از يكديگر تميز بدهد .
انسان ، پرنده بلند آشيان بام آفرينش است .
شجاع‌ترين مردم ، كسي است كه بر هواي نفس خود غالب باشد
از عطاي كم شرم مكن ، چون نبخشيدن از آن كمتر است
برترين بخشندگي ، بذل موجودي است
نماز وسيله تقرب شخص متقي است
برترين توانگري ، وانهادن آرزو‌هاست
حق ، دائمي است ، ولي باطل فقط جولاني دارد
بازرگان زيان ديده ، ورشكست نيست ، بلكه در حقيقت آن كس كه گوهر ايمان خود را از كف داده ، زيانكار است
دين مرد ، خرد اوست ، كسي كه عقل ندارد دين ندارد
برترين ايمان ،‌يقين نيكو به خداي تعالي است
كمترين كاري كه در پيشگاه الهي بر شما واجب است ، آن است كه از نعمت‌هاي خود در نافرماني او ياري مجویید
با افراد متواضع ، متواضع باشيد و نسبت به متكبران تكبر كنيد .
كسي را كه دين و آئين نيست ، جوانمردي و مروت نيست .
زندگي ، يك راه دشوار و هزاران راه آسان دارد ، آن راه دشوار عدالت است و بشر معمولاً راه‌هاي آسان‌تر را بر‌ مي‌گزيند .
به خداوند خوش گمان باش زیرا هر که به خدا خوش گمان است خدا با همان گمانی که به خدا دارد با اوست
دو گروه هرگز با یکدیگر در گیر نشود مگر ان که با گذشت ترین ان دو پیروز شود
کسی که در جستجوی روزی بیشتر کوشد تا نانخور خود را کفایت رساند مزدش از مجاهد در راه خدا بزرگ تر است
خداوند بگو بگو و پر حرفی و ضایع کردن مال و خواهش بسیار و سماجت را دشمن دارد
دوست هر کس خرد او و دشمن هر کس نادانی اوست
چون شخص حاضری را نام بری از جهت احترام کینه ی او را بگو و اگر غایب باشد نامش را بگو
امین به تو خیانت نمی کند بلکه این تویی که به خاینی امانت سپرده ای
بر صاحب نعمت واجب است که به نا نخورش گشایش رساند
امام زمام دین و نظام یافتن مسلمانان وصلاح جهان و عزت مومنان است
هر که درویش نمایی کند درویش شود
فضیلت دانش نزد من از فضیلت پرستش خوش تر است و بر ترین ایین شما پرهیزگاری است.
از دانشمندان بپرسید وبا حکیمان گفتگو کنید و با نیاز مندان همنشین شوید
برترین جهاد امت من چشمداشت گشایش است.
پرستش هفت بخش است و برترین بخش ان طلب روزی حلال است
ملعون است کسی که بار خود را بر مردم افکند.
خوشا بر ان کس که بر مردم نیک جویی کند و به انان مدد رساند و گزندش را از آنان بگردانند.
خوشا بر ان کس که افزونی داراییش را انفاق کند و از افزون گویی زبانش جتوگیری کند.
نشانه ی خیر خواه چهار چیز است : به حق داوری کند واز خود به دیگران حق دهد و انچه بر خود پسندد بر مردم روا دارد و از حریم هیچ کس در نگذرد
ای علی از لجبازی بپرهیز که اغازش نادانی وانجامش پشیمانیست
ای علی سوگند دروغ بخدا مخورو در غیر ضرورت . سوگند راست نیز یاد مکن و خداوند را دست مایه ی سوگندت مساز زیرا خداوند به کسی که به نام او سوگند دروغ بخورد رحم نمی کند و رعایتش را نمی نماید
ای علی از دروغ بپرهیز که دروغ رو سیاهی دارد
خردمند را نشاید که جز در سه کار بکوشد: نیکو ساختن زندگانی . گام سپاری برای رستاخیز . و کامیابی از غیر حرام
ریا کار سه نشان دارد : چون پیش مردم باشد چالاکی نماید و چون تنها شود سستی و تنبلی کند وخوش دارد که او را در همه ی کارها بستایند
ای علی خوشا چهرهای که خدا به ان نظر داده، چهرهایی که بر گناهی می گرید که کسی جز خدا از ان اگاه نیست
ای علی در روز رستاخیز همه ی دیدکان جز سه دیده گریان است دیدهای که در راه خدا بیدار خوابی کشیده باشد دیدهای که از محرمات الهی فرو نهاده شده و دیدهای که از بیم خدا گریسته است
کسی که نزد توانگری رود و پیش او زبونی کند روز سوم دینش بر باد رفته بو د
ای علی سه چیز که تا در کسی نباشد کرداری از او راست نیاید پرهیزگاری که او را از نافرمانی خدا باز دارد دانشی که او را از نادانی نادان برهاند و خردی که با ان با مردم سازگاری کند
ای علی سه چیز از جمله کرامت اخلاقی است با کسی که از تو گسسته بپیوندی وبه کسی که از تو دریغ ورزیده بخشش کنی وکسی را که به تو ستم کرده ببخشایی.
ای علی همواره راستی پیشه کن و مبادا دروغی بر زبانت رانده شود و هرگز برخیانتی دلیری مکن
هیچ پشتیبانی نیکوتر از رایزنی نیست
عبادت به بسیاری روزه و نماز نیست همانا عبادت اندیشیدن بسیار درز کار خداوند است
چه زشت است برای مومن به چیزی دل بندد که خوارش سازد
هرکه برادرش را نهانی پند دهد او اراسته است و هر که برادرش ره در حضور دیگران پند دهد او را سر افکنده کرده است
گستاخی فرزند بر پدر خود در خردی به عاق او در بزرگی انجامد
دو خصلت است که واری ان دو چیزی نباشد ایمان به خود و سود رساندن به برادران
هیچ عزتمندی حق را ترک نکند. مگر ان که خوار شود و هیچ خواری به حق نگراید مگر انکه عزت یابد.
مبادب که روزی ضمانت شده از کار واجب بازت دارد
مبادب که روزی ضمانت شده از کار واجب بازت دارد
دل بی خرد در دهانش و دهان فرزانه در دلش است
خشم کلید هر بدی است
چه بد بندهای است بنده ای که درو ر دو زبان باشد
از خدا پروا کنید و موجب اراستگی باشید نه مایه زشتی و بد نامی
از جمله بلاهای کمر شکن ان همسایه ای است که چون نیکی بیند نهانش دارند و چون بدی بیند ان را فاش کند
محبت نینان به نیکان ثوابی برای نیکان است و محبت بدان به نیکان فضیلتی برای نیکان است
شرک اوری در میان مردم از جنبش مور بر پلاس سیاه در شب تار پنهان تر است
از افشای اسرار و ریاست جویی بپز زیرا این دو به هلاکت کشانند
هر که به پایین نشست در مجلس خرسند باشد خدا و فرشتگان همچنان بر او رحمت فرستند تا برخیزد
جدال مکن که هیبتت برود و شوخی مکن که بر تو گستاخ شوند
. چیزی نزد خدا پس از شناخت او محبوب تر از باز داشتن شکم وعورت نیست. .
نگاه کردن مومن بر چهره ی برادر ایمانی خود از راه دوستی و محبت به او عبادت است.
مومن از دعای خود به یکی از سه نتیجه دست می یابد. یا برایش ذخیره میگردد. در دنیا براورده می شود . وبلایی را که می خواهد به او برسد. از او باز داشته می شود
مبادا با بی خرد همنشین شوی که چون خواهد به تو سودی رساند زیان می رساند
. مبادا با دروغگو همنشین شوی که وی همچون سراب است : به تو دوررا به نزدیک و نزدیک رابه تو دور می نمکایاند
همین یاوری الهی تو را بس که می بینی دشمنت در حق تو را نافرمانی خدا را می پیماید. 124. تمام خیر ان است که انسان خویشتندار باشد.
از دروغ بپرهیزید چه خرد چه بزرگ چه به جد و چه به هزل.
. هر که به قسمتی که خدایش داده باشد قانع باشد همو بی نیاز ترین مردم است
120. هر که خود را ارجمند شمارد دنیا را پست انگارد.
. شکمبارگی و پر خوری و سر مستی و فریفتگی به ملک از چیزههایی است که از کردار باز می دارد و کند رفتار می کند و یاد خدا را از یادش میبرد
. حق فرزندت بدانی تو نسبت به کسی که سر پرستی او را بر عهده داری و راهنمایی خوب بسوی پروردگار و کمک به او در فرمانبرداری از پروردگارش هم درباره خودت وهم او مسیول هستی
115. حق مادرت این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده که کسی دیگری را حمل نمی کندو از میوه ی دل خود تو را چیزی خورانده که هیچ کس دیگری را نمی خوراند
114. حق انکه به علم اموزی اداره ات می کند بزرگداشت اوست و حفظ احترام مجلس او و نیک گوش دادن به گفتارش.
. حق نماز این است که بدانی نماز روی اوردن به در گاه خداست و تو در نماز به در گاه خداوند ایستاده ای.
جای عبرت اموزی ویا دانشی بهرمند شوی. زیذا چشم دروازه عبرت اموزی است. 112. حق شکمت این است که ان را ظرف حرام کم باشد یا بسیا رنسازی ئ از حلال هم به اندازه بدو دهی و به مرز فقدان مردانگی اش نکشانی
. حق چشمت این است که ان را از انچه بر تو حلال نیست فروبندیو مبتذلش نسازی مگر برا
. سلام را هفتاد حسنه باشد شصتو نه حسنه از ان سلام دهنده و یک حسنه از ان پاسخ گوینده ان است.
. سلام را هفتاد حسنه باشد شصتو نه حسنه از ان سلام دهنده و یک حسنه از ان پاسخ گوینده ان است.
. سلام را هفتاد حسنه باشد شصتو نه حسنه از ان سلام دهنده و یک حسنه از ان پاسخ گوینده ان است.
. از انچه موجب پوزش خواهی شود زیرا مومن نه بد کند و نه پوزش خواهد و منافق هر روز بد کند پوزش خواهد
از نشانهای دانا نقادی گفتار خود و اگاهی او از حقایق فنون رای است
از نشانه اسباب نادانی مجادله با اهل اندیشه است.
از نشانه های خوش نامی و نیک بختی همنشینی با خردمندان است
امام به پسرش علی بن حسین فرمود: ای پسرک من بپرهیزاز این که برکسی که جز خداوند در برابر تو یاوری ندارد ستم کنی
خدعه خدا به بنده ان است نعمت فراوان و مستمر به او رساند وسپاسگزاری را از او بگیرد
برخی خدا را به شوق بهشت می پرستند این پرستش سوداگران است گروهی خدا را از ترس می پرستند که این پرستش ازادگان بر ترین نوع پرستش است
امام به مردی که نزد او از دیگری غیبت می کرد فرمود: ای فلان زبان از غیبت فرو بند که غیبت خورش سگان دوزخ باشد
به راستی که من مرگ را جز خوش بختی نمیدانم وزندگی با ستمکاران را جز ملال
مبادا از کسانی باشی که به سبب گناهان بنده گان خدا بر سرنوشت انان بیمناک است ولی خود را از سزای گناه خویش ایمن میداند
شما را به تقوای الهی سفارش می کنم زیرا خدا ضمانت داده کسی را که تقوای الهی پیشه سازد از انچه ناخوش می دارد به انچه خوش می دارد انتقال دهد واز جایی که گمان نمی برد روزی اش دهد
برای نفس خود از دنیا بهره ای قرار دهید به ان اندازه که انچه خواهش حلال کند و به مردانگی خللی نرساند و زیاده روی در ان نباشد به او بدهید و از این روش در انجام دادن امور دین یاری جویید
از تنگ دلی و تن اسا یی بپرهیز زیرا این هر دو تو را از بهره های دنیا و اخرت باز می دارد
بپرهیز که در راه طاعت خدا دریغ ورزی انگاه دو چندانش را در راه معصیت خرج کنی
از خدا پروا دار و حق را بگو اگر چه هلاکت تو در ان با شد که نجاتت در همان حقگویی است
هر که میانه روی کند و قناعت ورزد نعمت بر او بپاید و هر که بی جا مصرف نما ید و زیاده روی کند نعمتش زوال یابد.
هر که به عوض گرفتن یقین داشته باشد در بخشندگی گشاده دستی می کند
ای هشام از طمع بپرهیز و تو را از انچه در دست مردم است نومیدی باید
ای هشام از ما نیست ان که هر روز به حساب خود نرسد اگر کار نیک کرده بر ان بیافزاید و اگر بد کرده از خدا امرزش خواهد و به درگاهش توبه ارد
ای هشام از ما نیست ان که هر روز به حساب خود نرسد اگر کار نیک کرده بر ان بیافزاید و اگر بد کرده از خدا امرزش خواهد و به درگاهش توبه ارد
ای هشام از بزرگنمایی بپرهیز زیرا هر کس در او به اندازه دانه ای بزرگنمایی باشد به بهشت در نیاید
ای هشام داستان دنیا به اب دریا ماند که تشنه هر چه از ان بنوشد تشنگی اش فزونی یابد تا او را بکشد
کامل ترین مومنان در ایمان نیک خوترین انهاست
ای هشام انچه از دانش نیا موخته ای بیاموز و از انچه اموخته ای به نادان بیاموز
از خدا در نهان های خویش شرم دارید همچنان که در عیان از مردم شرم می کنید
ای هشام خردمند با ان کس که از تکذیبش بیم دارد سخن نمی گوید و از هر کس که از دریغ ورزی اش بیم دارد درخواست نمی کند
ای هشام خردمند دروغ نگوید هر چند دلخواهش باشد
ای هشام ان را که مردانگی نباشد و ان را که خرد نباشد مردانگی نباشد
ای هشام حکمت را به نادانان میاموز که بر ان ستم روا داشته اید و از شایستگان دریغ مدارید که به ان ستم کرده اید
.مزه اب زندگی است و مزه نان نیروست
.ملاحظه کردن را در خود و برادرت به یک سو منه و چیزی از ان را بر جای گذار زیرا از میان رفتن ملاحظه به منزله از میان رفتن شرم است.
.کار برادر خود را به بهترین صورت محتمل ان حمل کن و سخنی را که از دهان برادرت در می اید تا وقتی که میتوانی محمل خیری برای ان بیابی به بدی تفسیر مکن.
.هر یک از دوستانت که سه بار بر تو خشم گرفت و ناروایی درباره تو نگفت او را برای خویش اندوخته ای اماده گیر.
در دوستی با کسی که تو را هم مصلحت با خود نبیند خیری نیست.
خوش رفتاری با مردم یک سوم خرد است.
محبوب ترین دو ستانم نزر من کسی است که عیب هایم را به من هدیه کند.
محبوب ترین دو ستانم نزر من کسی است که عیب هایم را به من هدیه کند.
اسودگی بخش ترین اسایش ها بریدن امید از مردم است.
.سودمندترین چیز برای مرد ان است که در جستن عیب خویش بر دیگر مردم پیشی گیرد.
.سودمندترین چیز برای مرد ان است که در جستن عیب خویش بر دیگر مردم پیشی گیرد.
.به داوود رقی فرمود :اگردستت را تا ارنج به کام هیولا فرو کنی برای تو بهتر از ان است که از نو کیسه ای حاجت بخواهی.
هر چیز را زکاتی است و زکات دانش ان است که ان را به شایستگان بیا موزند
.بهترین عبادت ها شناخت خدا و فروتنی کردن برای اوست.
انکه نعمت خوردن را شکر می گزارد پاداشی مانند روزه دار حساب شمار می برد.
هر گاه دیدید بنده ای به گناهان مردم پرداخته و گناه خود را فراموش کرده است بدانید گرفتار مکر شده است.
هر که بد خوی شود خود را شکنجه دهد.
عمل کننده بی بصیرت مانند رونده به بیراهه و شتابش در رفتن جز بر دوری او از مقصد نیفزاید
.از خداوند به نوعی هر چند اندک باشد پروا کن و میان خود و او پرده ای هر چند نازک بیاویز.
.به یکدیگر دست دهید که کینه را از میان می برد.
.به پدرانتان نیکی کنید تا پسرانتان به شما نیکی کنند و از زنان مردم دامن پاک دارید تا زنانتان پاک دامن باشند.
.بر اورده نشدن حاجت بهتر از در خواست ان از نا اهل است.
اصلاح وضع همزیستی و سازگاری مردم با یکدیگر پیمانه پری است که دو سومش هوشمندی و یک سومش نادیده گرفتن است.
.هر که داد مردم را از خود بدهد مردم راضی باشند که او داور دیگران شود.
اگر می خواهی گرامی ات دارند نرم خو باش و اگر می خواهی خوارت شمارند درشتی کن
.اشتباهات بر ان کس که به زمانه خود داناست هجوم نمی اورد.
.برادران در میان خود به سه چیز نیازمندند.اگر انها را به کار بندند وگرنه از یکدیگر جدا شوند و دشمن هم گردند. ان سه چیز عبارت اند از :انصاف با یکدیگر – مهربانی با هم و دور کردن حسد.
. سه چیز است که همگان به ان نیاز دارند : امنیت – عدالت و فراوانی نعمت.
انس درسه چیز است در زن سازگار – فرزند خوش رفتار و دوست با صفای وفادار
.نادانی در سه چیز است عوض کردن دوستان ابراز مخالفت بی دلیل و تجسس در انچه سودی ندارد.
. سه چیز است که مرد را زبون می سازد رشک- سخن چینی و سبک سری.
سه چیز است که محبت می اورد دین,فروتنی و بخشش
بسیار دعا کنید زیرا خداوند از میان بندگانش کسانی را دوست دارد که او را به دعا بخوانند
دوستت را بر راز خود اگاه مساز مگر ان رازی که اگر دشمنت هم از ان اگاه شود زیانی به تو نرسد
ای پسر نعمان اگر میخواهی برادرت با تو در دوستی با صفا باشد با او شوخی مکن و به کشمکش مپرداز و بر او مباهات مفروش و ستیزه مجوی
امروز در دنیا کاری کن که به وسیله ان امید رستگاری در اخرت داری
در برابر هر کاری درنگ کن تا درون شدن و برون امدن از ان را پیش از انکه در ان وا مانی وپشیمان شوی نیک بشناسی
چندان به خداوند امیدوار باش که تو را به نافرمانی او نکشاند و چندان از او بیم دار تو را از رحمت او نومید نسازد
ای پسر جندب هر که خود را از دستاورد خویش محروم دارد ان را برای دیگری اندوخته است
ای پسر جندب در حق گنهکارانی که اهل دعوت شمایند جز نیک مگو و همه برای توفیق انان به درگاه خداوند زاری کنید و بازگشت از گناه را برایشان درخواست کنید
خوشا بر ان که ارزوهای دروغین سرگرمش نکند
خدا فاش کردن سلام را دوست دارد
بهترین چیزی که می خواهد مردم به شما بگویند به انها بگویید
تنبلی به دین و دنیا زیان می رساند
بدان عکه نیاز خواه ابرویش را با اظهار حاجت پیش تو حفظ نکرده است.پس تو ابرویت را با رد نکردن او نگاه دار
صله ی رحم کردارها را بپالاید و اموال را بیفزاید و بلا را بگرداند و حساب را اسان کند و مرگ را به تاخیر اندازد
بر شما پارسایی و کوشایی و راستگویی و این که امانت را به ان که شما را امین شمرده خواه نکوکار باشد یا تبهکار باز بپردازید
حسرت زده ترین مردم به روز رستاخیز بندهای است که عمل عادلانه ای را توصیف کرده ولی خود ختاف ان را به کار بسته باشد
از غیبت ان است که در باره ی برادرت چیزی بگویی که خداوند ان را پوشیده داشته است
چاپلوسی و رشک بردن جز در طلب دانش از اخلاق مومن نیست
کسی که بخشی از هدایت را اموزش دهد او را اجرای مانند ان کس است که به هن عمل کند و از اجرا انان چیزی کاسته نشود
حیا و ایمان به یک ریسمان پیوسته اند چون یکی برود دیگری نیز از پی ان برود
چهره ی خرم و گشادگی رخسار مایه ی جلب دوستی و نزدیکی به خداست
خدا می فرماید ای ادمیزاد ه . از انچه بر تو حرام کرده ام دوری کن تا از پارسا ترین مردم باشی
خداوند دشنامگوی بد زبان را دشمن می دارد
فروتنی ان است که به نشستن در جایی فروتر از شانش راضی باشد و به هر کس بر خوئدی ستام گویی و هر چند بر حق باشی کشمکش را رها کنی
هر که با خانواده خود خوش رفتار است عمرش بسیار خواهد بود
چهار چیز از گنجینه های نیکی است نهان داشتن نیاز پنهان دادن صدقه و نهان داشتن مصیبت
دوستی را در دل برادرت از انچه نسبت به او در دل توست بشناس
راستی که زود پاداش ترین طاعت صله ی رحم ااست
راستی که زود پاداش ترین طاعت صله ی رحم ااست
بنده دانشمند نیست مگر ان که بر زبر دست خود رشک نبرد و زیر دست خود را خوار نشمرد
هر انکه ظاهرش گران سنگ تر از باطنش باشد ترازویش سبک اید
هر انکه خداوند او را پند اموز خویش نساخته هرگز پندهای مردم او را سودی نمی دهد
خداوند خوش دارد که از او خواهش شود واز انچه نزد اوست در خواست گردد
سه چیز از کرامت دنیا و اخرت ان کس را که به تو ستم کرده ببخشایی به ان که از تو گسسته بپیوندی و چون بر تو جهلاتی رود بردباری
در کار خود با کسانی مشورت کن که از خدا می ترسند
به حق قیام کن و از انچه سودت نمی دهد کناره گزین
تمامت گمال فهم اندوزی در دین و بردباری بر ناگواری و اندازه نگاه داشتن در زندگانی است
خود را در دنیا چنان منزل ده که گویی ساعتی در ان منزل داری و سپس از ان می کوچی
به هنگام فرصت از کوتاهی کردن بپرهیز زیرا این میدان است که برای رهسپارانش زیان به بار می اورد
فضیلتی چون جهاد نباشد و هیچ جهادی چون پیکار با هوای نفس نیست
مصیبتی چون ناچیز شمردن گناهت و خشنودی از حالی که دارای نیست
شرافتی چون بلند همتی نیست
با کشتن طمع پایدری عزت را بجوی
مبادا دست خوش غفلت شوی که در ان سنگ دلی باشد
با راست کرداری خود را برای خدا بیاری
بابسیاری ذکر در خلوت به دل نرمی نایل شو
با واگذار ی به اسایش ضمیر خویش دست یاب و اسودگی تن را در اسایش دل بجوی
راه خود بینی را با خویشتن شناسی برند
به رهبری خرد از در افتادن در هلاکت به وسیله ی هوای نفس خود را نگه دار
تفكر، عبادت است
سپاسگذاري، افزودگي است
نيكي، سروري است
يقين ( بخداوند ) عبادت است
كينه‌توزي از هم پاشيدگي آورد
حسد، رنجور سازد
آرزوها، هلاكت آورد
خوشگذراني، بازي دهد
هوس، فتنه‌انگيزي كند
دنياپرستي، گمراهي آورد
فقر، فراموشي آورد
توانگري، سركشي بخشد
قناعت، بي‌نيازي بخشد
دروغ، هلاك سازد
راستي، رستگاري آورد
انديشه، هدايت مي‌كند
فرومايه، فريب خورده است
بخشنده، گشاده‌رو است
گشاده‌رويي،نيكي است
امانت‌داري، ايمان است
حكومت، مديريت است
بخشندگي، سروري است
زشتي، بيحيايي است
انصاف، آسودگي است
دروغگويي، خيانت است
راستي، امانت است
ابلهي، زشتي و ننگ است
خرد، زينت است
وفاداري، نجابت است
بخشش، كمال است
پاكدامني، نعمت است
عقل، نگهبان است
خودخواهي، سرافكندگي آورد
خودخواهي، سرافكندگي آورد
فروتني، عظمت آورد
دوستي خويشاوندي است
وفاداري، بزرگواري است
سستي، تباهي فرصت است
دورانديشي، سرمايه است
شرافت، امتياز است
بخشش، طينت است
گذشت، برتري است
راستي ( بهترين ) وسيله است
ستم، دلگير كننده است
عدل و داد، دلپذير است
دانش، ياري كندحكمت راهنمايي كند
آخرت، هميشه و پايدار است
دنيا دوام ندارد
دنيا خوار مي‌سازد
دين ( آدمي ) را بزرگ دارد
دنيا گرفتار مي‌كند
دين ( از لغزش ) باز دارد
آنچه مردم را دانشمند می کند مکاتبی که می خوانند نیست بلکه چیز هایی است که یاد می گیرند
حتي اطفال نيز آرزو دارند و اگر ما خبر نداريم براي اين است كه نمي‌توانند حرف بزنند .
آدم‌هاي بزرگ ، بر خود سخت مي‌گيرند و آدم‌هاي حقير ، بر دیگران
اراده تواءم با سرنوشت قدرت مدیره تحول مارا تشکیل می دهد
كينه را بايد با جوانمردي مغلوب كرد .
اگر عدالت نابود شود ، ديگر زندگي انسان روي زمين به رنج و زحمتش نخواهد ارزيد .
لیفغی
زينت انسان سه چيز است ؛ علم ، محبت و آزادگي .
ذذرتا
آرزو ، تنها چيزي است كه دست از سر آدمي بر نمي‌دارد .
بردباري زمان خشم ، مشكل‌ترين كار است
اگر چیزی بالا تر از زندگی وجود داشته باشد صحت است و اگر چیزی مانند آن یافت شود بی نیازی و علو طبع می باشد
افکنده ی دست برخیزد و افکنده ی سخن برنخیزدو مردم را به سخن زشت بیشتر توان آزردن که بعمل و فعل و همه ی آزار ها را چاره توان کرد مگر سخن زشت را که گفته اند حرف بد جراحتی است که در زمان نپذیرد
پی غوم پشتی اسب جو نخنه = با پیغام دادن اسب جو نمی خوره
كسي كه سخن حق بگويد ،‌ يك اسب چابك هم نياز دارد
از آنچه باستانی بدست می آید خوب نگهداری نمی شود
كره زمين مال اشخاص پشتكار دار است .
کسیکه از قانون کمک بگیرد گرگ را از گوش نگاهدارد
حقيقت و گل سرخ ، هر دو خار دارند .
درد ، براي انسان صبور مفهومي ندارد .
دل مادر شاهکارآفرینش خداست
هرچيز كالش روزي مي‌رسد ، مگر انسان .
اگر تربیت فرزند خود را به نوکر خود واگذار کنید به زودی به جای یک نوکر دو نوکر خواهی داشت
اگر آئینه نبود من همیشه خود را جوان می دانستم
روزگار ، همه در‌هاي بسته را براي آدم‌هاي صبور و برد‌بار مي‌گشايد .
ایمان شناخت به دل اقرار به زبان و کردار به اندام هاست
بسببسب
جدال نکنید که قیمت و ارزش ما کم می شود و شوخی نکنید که مردم بر شما جرات پیدا می کنند
ازعوامل دیگر کامیابی دانستن راه صحیح کار کردن است
از کسب های پست اجتناب کنید
اگر قوای روحانی ضعیف گردد قوای جسمانی نیز نقصان می پذیرد و اگر قوای جسمانی مختل گردد روح متأثر خواهد شد پس باید سعی کرد که هر دو سالم و قوی بماند
تذت افخغا
چهرها ی علمی